تبليغاتX
دانشگاه طبرستان

6 قانون (چگونه تنبل خوبی باشیم)
تنبلهاي عزيز توجه فرمائيد راهكار هاي جديد رسيد :
6 رکن اصلی تنبل بودن:

1. روزها استراحت كنيد تا شبها بتوانيد راحت بخوابيد.
2. در نزديكي تختتان صندلي راحتي بگذاريد، تا اگر از خواب بيدار شديد، روي آن بنشينيد و استراحت كنيد.
3. خوابيدن به نشستن، نشستن به ايستادن، ايستادن به راه رفتن الويت دارد.
4. جايي كه مي توانيد بنشينيد چرا مي ايستيد.
5. كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا.
6. اگر حس كار كردن به شما دست داد، كمي صبر كنيد
|+| نوشته شده در   ساعت   توسط بابک  | 

چگونه در مهماني آدم باشيد !
1. پيش از رفتن به مهماني خودتان را تر و تميز کنيد. اگر به فکر آبروي خودتان نيستيد به فکر آنها باشيد که قرار است با شما روبوسي کنند.
2. اگر مي خواهيد پيش از رفتن به مهماني دوش بگيريد، براي اين کار از عطر و ادوکلن استفاده نکنيد. باور کنيد آب مناسب تر است.
3. براي ميزبانتان گل ببريد؛ اما اگر وسعتان نميرسد که از گل فروشي گل بخريد، از گلهاي داخل پارک استفاده نکنيد؛ چون ممکن است بلبل عاشق از بي کسي دق کند.
4. قبل از وارد به خانه ي ميزبانتان يا ا... بگوييد. شايد آنها در خانه شان سر بريده داشته باشند.
5. هنگام ورود به همه سلام کنيد و با همه دست بدهيد،مگر اينکه خانه ي ميزبان در استاديوم آزادي باشد.
6. به اتاق هاي خانه ي ميزبان سرک نکشيد. اينجا هم همان بحث سر بريده مطرح مي شود.
7. اگر سيني چاي را جلويتان گرفتند، به صورت کسي که سيني را در دست دارد خيره نشويد. اين عمل مربوط به مجالس خواستگاري است. آن هم تنها در سريالهاي تلويزيوني.
8. اگر پايتان بوي بد مي دهد، فقط در مهماني هاي دست جمعي شرکت کنيد. اين طوري کسي نمي فهمد که توليد کننده ي بوي باتلاق شما هستيد.
9. وقتي تلفن خانه ي ميزبان زنگ مي زند، شما گوشي را بر نداريد.
10. تلفن هاي خارج کشورتان را در مهماني نزنيد. امروز روز تکنولوژي پيشرفت کرده است و يک پرينت از مخابرات مايه ي آبروريزي آدمهاي آويزن مي شود.
11. اگر احياناً در خانه ي ميزبان سر بريده ديديد، به روي خودتان نياوريد.
12. هنگام خوردن غذا، صداي خفه کن دهانتان را روشن کنيد.
13. اگر شک داريد که درآمد ميزبانتان از راه حلال به دست آمده است يا نه، بنا را بر حلال بگذاريد .
14. اگر يقين داريد که درآمد ميزبانتان از راه حرام به دست آمده است، تا وقتي که در خانه ي او هستيد چيزي نخوريد؛ حتي اگر چيز اساسي و توپي باشد. مثال چيز اساسي و توپ: خوراک ميگو، شکلات خارجي، پسته ي فرد اعلا و...
15. اگر در غذايتان مو پيدا کرديد، آن را نبينيد.
16. اگر ميزبان فراموش کرده بود سر سفره آب بگذارد، وانمود نکنيد که لقمه در گلويتان گير کرده است و داريد خفه مي شويد. مثل آدم از او بخواهيد که کمي آب سر سفره بگذارد. قرار است آدم باشيد ديگر.
17. اگر در مجلس ختم شرکت کرده ايد، قيافه اي محزون به خود بگيريد و به چيزهاي غم انگيزي مثل شب امتحان، وبا، کاندوليزا رايس فکر کنيد.
18. اگر در مجلس عروسي شرکت کرده ايد، چيزهاي خوب را در ذهنتان مجسم کنيد و به سريال طنز شبانه ي ديشب فکر نکنيد.
19. اگر قرار است مهمان به خانه تان بيايد... خدا صبرتان بدهد.
20. اگر مهمان هايتان بيشتر از تعداد پيش بيني شده بودند، آنها را گزينش نکنيد. خدا بزرگ است، بالاخره يه طوري مي شود.
21. هنگام مهماني رفتن، کساني را که دعوت نيستند با خودتان همراه نکنيد. درست است خدا بزرگ است؛ اما حياي شما کجا رفته؟
22. لقمه هايي را که مهمانانتان بر مي دارند در ذهنتان شمارش نکنيد. مگر مغز شما کامپيوتر است؟ يک نفر را مسئول کنيد که با ماشين حساب، کل لقمه ها را جمع بزند و بعد تقسيم بر تعداد کند. اين طوري معقول تر است، نه؟!
23. اگر مهمانتان از شهر ديگري آمده است، پس از صرف شام در باره ي راحتي و امکانات مناسب هتل هاي شهرتان حرف نزنيد. مردم خر که نيستند، متوجه منظورتان مي شوند.
24. زبانمان مو در آورد، شما را به جان عزيزانتان آدم باشيد.
|+| نوشته شده در   ساعت   توسط بابک  | 

چگونه دل مردها را ببرید !!!
 
خانمها ، بانوان، سركاران عليه:
وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شماگريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد ريز توجه كنيد:
البته بگما تمامه اين كارا كاره مردانه جلفه

حالا به نكات زير بي زحمت كمي دقت كنين تا شايد فرجي بشه


در باب اداي جملات:
در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه
( آخي ) استفاده كنيد.
حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را كمي بيشتر از حد معمول بكشيد به طور مثال:
(فردا مي بينم………… ……… .ت)
اشوه فراموش نشه هاااا
سعي كنيد ريتم پلك زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ كنيد مثلا در جمله
“من به فلان چيز علاقه دارم” براي “من” يك پلك و براي “به فلان چيز علاقه دارم” 9عدد پلك بزنيد.
لفا امتحان كردنو بزارين واسه بعد بزارين ادامه درسو بدم


در باب خوردن غذا:
در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه كنيد براي اين كار جسم خوردني را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن كامل در دهان جسم ر با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيكمتو بگيري و ميخواي همشو يه جا بزاري دهنت حالا اين دفه رو كم كم بخور)
غذا را به نحوي بجويد كه لبها به طور يكي در ميان غنچه گردد.


در باب راه رفتن:
سعي كنيد تق تق پاشنه كفشتان به گونه اي تنظيم گردد كه يك ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي كند.
هيچگاه فاصله ما بين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نكند هر جند عجله داشته باشيد.


در باب لبخند زدن:
آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر دندانهايتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها داريد(كه متاسفنه يا خوشبختانه اكسر خانوما همين وضو دارن) …….. تبسمي كفايت ميكند
اگر دندان كناري خود را طلا كرده ايد از همان طرف بخنديد
اگر اصولا دنداني در كار نيست به گونه اي چشمان را خمار كنيد كه كار لبخند را ميكند


در باب ورود به كلاس:
هنگامي وارد كلاس شويد كه حداقل يك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر كلاس حاضر باشند.
به قول خودتون هر جا دير بري كلاس داره
موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن تا حسابي رسيدن به صندلي مورد نظر طول بكشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور كردن مانتو اختصاص بديد
بهتر است همگام ورود به كلاس كاور گيتاري ولو خالي روي دوشتان حمل شود


بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما بازي ميكند .اگر پس از شش ماه متدهاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبين خود را تغيير دهيد
|+| نوشته شده در   ساعت   توسط بابک  | 

خريد شوهر
 
یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی
را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد .این مرکز پنج طبقه داشت و هر چه
که به طبقات بالا تر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر می شد .
اما اگر در طبقه ای دری را باز کنند باید حتما آن مرد را انتخاب کنندو اگر
به طبقه ی بالا تر می رفتند دیگر اجازه ی برگشت ندارند و هر شخص
فقط یک بار می تواند از این مرکز استفاده کند .
روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر
مورد نظر خود را پیدا کنند .
در اولین طبقه روی در نوشته بود : این مردان شغل معمولی دارند و
باهوش و زیرک هستند . دختری که تابلو را خوانده بود گفت : خب
بهتر از کارنداشتن و احمق بودن است ولی دوست دارم ببینم
بالا تری ها چگونه اند ؟
پس رفتند .
در طبقه ی دوم نوشته بود : این مردان شغلی با حقوق زیاد هوش
زیاد و چهره ی زیبا دارند . دختر گفت : " هوم م م " طبقه ی
بالا چه جوریه... ؟!
طبقه ی سوم : این مردان شغلی با حقوق عالی دارند هوش بالاو
چهره ی زیبا دارند و خوش اخلاق هستند و در کار خانه هم کمک
می کنند . وای ... چقدرعالی.!!
ولی برویم بالا تر . و دو باره رفتند.
طبقه ی چهارم : این مردان شغلی با حقوق عالی و هوش بالاو
اخلاق خوب دارند مهربان هستند و دارای مدرک تحصیلی بالا و
دارای چهره ای زیبا هستند همچنین در کار خانه کمک می کنند
و هدف های عالی در زندگی دارند . آن دو دختر واقعا به وجد آمده
بودند . دختر : وای چقدر خوب . پس چه چیزی ممکنه در طبقه ی
آخر باشه ...؟!پس به طبقه ی پنجم رفتند . آنجا نوشته بود : این
طبقه فقط برای ایناست که ثابت شود زنان راضی شدنی نیستند .
از این که به مرکز ما آمده اید متشکریم و روز خوبی را برای شما
آرزو مندیم .!!!!!!!!!
|+| نوشته شده در   ساعت   توسط بابک  | 

 
Locations of visitors to this page link box